سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
مقدمه 2
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
اشاره به اين مرتبه از هدايت و احتجابات باشد كه در حضرت قدر كه نزد ما مرتبه واحديت بتجلى به حضرات اعيان ثابته است تقدير شده و تفصيل آن از حوصله اين رساله بلكه از نطاق تحرير و بيان خارج است و هو سر من سر اللَّه و ستر من ستر اللَّه . دوم هدايت بنور قرآن است و در مقابل آن غلو و تقصير از معرفت آن است و يا وقوف به ظاهر و وقوف به باطن است چنانچه بعضى اهل ظاهر علوم قرآن را عبارت از همان معانى عرفيه عاميه و مفاهيم سوقيه و ضعيفه مىدانند و به همين عقيده تفكر و تدبر در قرآن نكنند و استفاده آنها از اين صحيفه نورانيه كه متكفل سعادات روحيه و جسميه و قلبيه و قلبيه است منحصر به همان دستورات صوريه ظاهريه است و آن همه آياتى كه دلالت كند بر آنكه تدبر و تذكر آن لازم يا راجح است و از استناره بنور قرآن فتح ابوابى از معرفت شود پس پشت اندازند گويى قرآن براى دعوت به دنيا و مستلذات حيوانيه و تاكيد مقام حيوانيت و شهوات بهيميه نازل شده است . و بعضى اهل باطن به گمان خود از ظاهر قرآن و دعوتهاى صوريه آن كه دستور تادب بآداب محضر الهى و كيفيت سلوك الى اللَّه است و آنها غافل از آن هستند متصرف شوند و با تلبيسات ابليس لعين و نفس اماره بالسوء از ظاهر قرآن منحرف و به خيال خود بعلوم باطنيه آن متشبث هستند با آنكه راه وصول به باطن از تادب به ظاهر است . پس ايندو طايفه هر دو از جاده اعتدال خارج و از نور هدايت بصراط مستقيم قرآنى محروم و بافراط و تفريط منسوبند و عالم محقق و عارف مدقق بايد قيام به ظاهر و باطن كند و به ادبهاى صورى و معنوى متأدّب گردد چنانچه ظاهر را بنور قرآن متنور مىكند باطن را نيز بانوار معارف و توحيد و تجريد آن نورانى كند . اهل ظاهر بدانند كه قصر قرآن را بآداب صوريه ظاهريه و يك مشت دستورات عمليه و اخلاقيه و عقايد عاميه در باب توحيد و اسماء و صفات نشناختن حق قرآن و ناقص دانستن شريعت ختميه است كه بايد اكمل از آن تصور نشود و الا ختميت آن در سنت عدل محال خواهد بود . پس چون شريعت ختم شرايع و قرآن ختم كتب نازله و آخرين رابطه بين خالق و مخلوق است بايد در حقايق توحيد و تجريد و معارف الهيه كه مقصد اصلى و غايت ذاتى اديان و شرايع و كتب نازله الهيه است آخرين مراتب و منتهى النهايه اوج كمال باشد و الا نقص در شريعت كه خلاف عدل الهى و لطف ربوبى است لازم آيد و اين خود محالى است فضيح و عارى است قبيح كه با هفت دريا از روى اديان حق لكه ننگش شسته نشود و العياذ باللَّه . و اهل باطن بدانند كه وصول به مقصد اصلى و غايت حقيقى جز تطهير ظاهر و باطن نيست و بىتشبث به صورت و ظاهر بلب و باطن نتوان رسيد و بدون تلبس به لباس ظاهر شريعت